تبلیغات
خنده بازار - داستان خنده دار
 
خندیدن حق ماست

داستان خنده دار

نوشته شده توسط :امیرحسین
سه شنبه 1 شهریور 1390-10:57

در صف بهشت

در صف طولانی بهشت ،در روز قیامت یک راننده اتوبوس در جلو و یک کشیش پشت سر راننده ایستاده بودند .نوبت راننده که رسید فرشته‌ای نگاهی عمیق به کارنامه‌اش انداخت و بهش  گفت: شما بفرمائید بهشت. نوبت کشیشه که رسید فرشته نگاهی به کارنامه‌اش کرد و بی معطلی گفت: شما برید جهنم که به خدمتتون برسند. کشیشه تا اینو شنید صدای اعتراضش بلند شد که: این بی عدالتیه که این یارو ، راننده اتوبوس به بهشت بره و من‌ به جهنم. من که  تمام عمرم را تو کلیسا صرف عبادت خدا کرده‌ام.فرشته با مهربانی بهش گفت: ببین، اون یارو رانننده اتوبوس وقتی رانندگی میکرد تمام سرنشینان اتوبوس هر کاری داشتند ول میکردند فقط  دعا میکردند ولی تو ، وقتی موعظه میخوندی تمام کسانی که تو کلیسا بودند خوابشون  میگرفت.

فرستاده شده توسط: علی نادری





چطور بود ؟() 


Can you have an operation to make you taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 13:32
Normally I don't read article on blogs, but I would like to say that this write-up very
forced me to check out and do it! Your writing taste has been surprised me.
Thanks, quite nice post.
http://hutchinsonzfmwwqidny.jimdo.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:20
Precisely what I was looking for, thank you for posting.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 09:35
Thank you for another informative blog. Where else may I am getting that type of information written in such
an ideal approach? I've a challenge that I'm simply now working on, and I've been at
the glance out for such info.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:


ابزار وبلاگنویسان





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox